سلام دوستای گلم... خوبین؟ چه خبرا؟ فراموشم که نکردین؟ میخواستم تو این پست خیلی چیزا رو براتون توضیح بدم یعنی در مورد پست قبل خیلی چیزا هست که باید بدونید ولی اصلا حوصله ی غم و غصه و توضیح ندارم! فقط اگه بدونید من با هیچ کدوم از اون پسرایی که گفتم ارتباط ندارم کافیه... در ضمن سانی جون که خیلی ام خاطرشو میخوام برام آف گذاشت که: تینا باور کن من اون موقع با بی افم اس ام اس بازی نمیکردم... با دوستم پگاه بودم! من اصلا بی اف ندارم.... منم براش آف گذاشتم و بابت این اشتباه ازش معذرت خواهی کردم ولی گفتم بهتره اینجا ام جلوی شما ازش بخوام منو ببخشه... واقعا دختره نازنین و مهربونیه کاش زودتر از این شناخته بودمش و باهاش صمیمی میشدم.... آقا آرمانم که فکر میکنم توجیح شدن و دیگه لازم نیست چیزی در مورد این مسئله بهشون بگم! حالا بریم سر اصل مطلب... این طالع بینی چینی تقدیم به همه ی متولدین سال میمون از جمله خودم!
|
متولدین سال میمون |
| شخصيت كلي متولدين سال میمون |
| افراد مشهور متولد سال میمون |
| مشاغل مناسب متولد سال میمون |
| متولدين ماههاي سال میمون |
| رابطه عاطفي ( زن ) متولدين سال میمون |
| رابطه عاطفي ( مرد ) متولدين سال میمون |
| رابطه دوستي متولدين سال میمون |
| رابطه شغلي متولدين سال میمون |
| ارتباط ميان پدر و مادرمتولد سال میمون و فرزندان متولد سالهاي ديگر |
|
شخصيت كلي متولدين سال میمون (بالا - بازگشت) |
|
شرور و حيله باز ميمون در ميان نمادهاي ديگر، طبيعتي غير عادي و عجيب دارد. او موجودي بدجنس، موذي، شيطان، گساخ، شوخ طبع و هميشه در حال مسخره بازي است؛ اما شوخي هاي او غير مستقيم و همراه با فريب است. ميمون موجودي اجتماعي و معاشرتي است و در ظاهر، با همه خوب ارتباط بر قرار مي كند؛ بايد گفت كه ايجاد اين رابطه نيز جزئي از حيله هاي او به شمار مي آيد. ميمون در واقع موجودي خود پسند و خودپرست است. ميمون بازيگوش و مردم دار است و هرگاه نظرات منفي اش را درباره ديگران، در پشت محبتي ظاهري مخفي مي كند؛ مهربان به نظر مي رسد. در حقيقت او هيچ كس را قبول ندارد و خود را برتر از همه مي داند و اين نشان مي دهد كه موجودي مغرور است. از اينها كه بگذريم او روشنفكري است كه علاقه فراواني به دانستن دارد. او دوست دارد همه چيز را ببيند و بخواند، همه چيز را براي خود خوب توضيح دهد و هميشه از تازه ترين اخبار روز دنيا آگاه شود. ميمون با سواد و با فرهنگ است و حافظه اي قوي دارد. او مي تواند در صورت لزوم حتي كوچك ترين جزئيات چيزهايي را كه خوانده، ديده و يا شنيده به خاطر بياورد. اين ويژگي، بسيار به او كمك مي كند؛ زيرا ميمون ذهني پريشان دارد و از اين رو، تا حد زيادي متكي به خاطرات خود است. ميمون خلاق و مبتكر است و با خلاقيت خود مي تواند دشوارترين مسائل را با سرعتي اعجاب انگيز حل كند. اما هر گاه تصميم به انجام كاري مي گيرد، بايد بي درنگ شروع كند در غير اين صورت علاقه خود را از دست مي دهد و بي هيچ كوششي همه چيز را رها مي كند. ميمون هوش سرشاري دارد و توانايي اش در فريفتن ديگران شگفت انگيز است. او مي تواند با چيره دستي، اژدهاي نيرومند را با آن همه هوش و درايت، فريب دهد. او حتي در برابر جاذبه ببر مقاومت مي كند و او را بي رحمانه مسخره كرده، مي آزارد. ميمون همانقدر كه حيله گر است، سياستمدار و زيرك نيز هست و مي تواند خود را در بدترين موقعيت ها محافظت كرده و از بند هر نو گرفتاري برهاند. او خود سر و خود خواه است و اجازه نمي دهد چيزي را به او تحميل كنند. او هميشه حق انتخاب دارد. او براي همه كاري آمادگي دارد و براي پيشبرد اهدافش دست به هر كاري مي زند. از دروغگويي، دورويي و حقه باري ترسي ندارد و در صورت لزوم شخصيت خود را نيز زير پاي مي گذارد. او تا زماني كه صلاح بداند، به اين كار ادامه مي دهد؛ او به ندرت دستش رو مي شود و به دام مي افتد. بعضي از ميمون ها حتي كار را به دزدي يا دست كم دروغگويي مي كشند. به هر حال، ميمون هر كاري هم بكند، باز هم دلرباست و آن چنان به رموز اين كار آشناست كه كسي حريفش نمي شود. ميمون موجود فرصت طلبي است و بايد هم چنين باشد؛ زيرا بخت با او يار است و فرصت هاي زيادي در اختيارش قرار مي دهد. ميمون به رغم جنبه هاي منفي وجودش مانند دروغگويي، رياكاري، حقه بازي، تكبر و غرور، ناديده گرفتن وجدان و شرافت، به خاطر هوش سرشار و ادراك بالايش مورد پسند همگان است. ميمون از مهارت، زيركي و حيله گري خاصي در تجارت برخوردار است، از اين رو شريك بي نظيري در كار محسوب مي شود. او در هر كاري كه احتياج به تصميم گيري سريع، ديدباز و كمي وجدان داشته باشد به درد مي خورد. ميمون مي تواند در سياست، صنعت و تجارت به موفقيت دست يابد و در اين ميان، هيچ نكته اي از رموز اين علوم بر او پوشيده نماند. او مي تواند در صورت تحصيل علم، در هر كاري وارد شود، موفق باشد. اگر دست ميمون را در انجام كار مورد علاقه اش باز بگذارند، بهتر و سريع تر مي تواند به شهرت دست يابد. تنها پرگويي، موفقيت ميمون را تهديد مي كند زيرا با اين كار، به رغم دلربايي و جذابيت ذاتي اش ديگران را از خود خسته و ملول مي كند. با وجود گرفتاري هاي مالي، ميمون مي تواند از موقعيت هاي خوب زندگي اش كاملا لذت ببرد؛ با اين حال، در عشق بخت با او يار نيست و در رابطه با جنس مخالف ضعيف است. ميمون با داشتن روحيه اي شاد، به سهولت گرفتار عشق مي شود؛ اما به همان آساني نيز از آن خسته شده، به دنبال عشق تازه اي مي رود. متاسفانه او هيچ گاه چيزي را كه به دنبالش مي گردد، پيدا نخواهد كرد؛ زيرا شخصيت پايداري ندارد. ممكن است ميمون احساساتي و لبريز از شور و حرارت باشد اما روح انتقادي و بينش او، به سرعت اين شور و اشتياق را فرو مي نشاند. خوشبختانه او بهتر از هر كس ديگر مي تواند به بدبختي هايش بخندد و به اين ترتيب، خود را از غم و غصه رها سازد. ميمون زوج خوبي براي اژدها خواهد بود؛ زيرا اژدها از زيركي و حيله گري ميمون بهره مي برد؛ در حالي كه قدرت اژدها نيز به خوبي مورد استفاده ميمون قرار مي گيرد. اين دو در كار نيز مي توانند شركاي خوبي باشند؛ حال آن كه ميمون هميشه تصور مي كند كه خودش بهتر از عهده كارها بر مي آيد. ميمون در كنار موش نيز زندگي خوبي خواهد داشت. موش فريفته زرق و برق ظاهري ميمون مي شود، همه چيز را فراموش مي كند و تا پايان عمر، ديوانه وار به او عشق مي ورزد؛ حتي اگر اين عشق يك طرفه باشد. ميمون، ببر را دست مي اندازد؛ اما بهتر است حواسش خيلي جمع باشد؛ زيرا رابطه شغلي و احساسي اين دو، بازي با آتش است. ميمون نمي تواند در برابر خشونت ايستادگي كند، دست كم گرفتن و مسخره كردن، از قدرت نابود كننده خشونت نمي كاهد. ممكن است ميمون جانش را در اين راه به باد دهد. ميمون، با هر نمادي كه ازدواج كند، احتمالا صاحب بچه هاي زيادي خواهد شد. دوران كودكي ميمون با شادي مي گذرد. در جواني غمگين، نااميد و پريشان است و نقشه هايش اغلب به شكست مي انجامد. دوران پيري او با اين كه در آرامش مي گذرد؛ اما از تنهايي رنج مي برد. او اغلب دور از خانواده و ناگهاني خواهد مرد. |
|
افراد مشهور متولد سال میمون (بالا - بازگشت) |
|
نقاشان معروفي مانند: لئوناردوداوينچي، موديلياني و گوگن و نويسندگان و شعراي صاحب نامي همچون ميلتون، بايرون، چارلز ديكنز و الكساندر دوما را در ميان متولدان اين سال مي توان ديد. ماركي دوساد نيز متولد سال ميمون بوده است. برخي از اين افراد حافظه اي بسيار قوي، دلربايي بي نظير و شخصيتي دوگانه داشته اند؛ لازم است به اين نكته اشاره شود كه اغلب اين افراد در تنهايي و انزوا در گذشته اند. ساير بزرگان متولد سال ميمون عبارتند از: باستر كيتون، كاپيتان كوك، ميشل مورگان، اليزابت تيلور و فيلم ساز معروف سينما روبرت فلاهرتي. |
|
مشاغل مناسب متولد سال میمون (بالا - بازگشت) |
|
ميمون ها به ندرت ممكن است شغل ثابتي داشته باشند و هرگاه احساس ملال كنند، از اين شاخه به آن شاخه مي پرند .كارگزار بورس يا دلال، سفته باز خوش مشرب، تاجر با ابهت، نويسنده معروف، فيلم ساز صاحب سبك، مغازه دار، نماينده سياسي زيرك، سياستمدار باهوش، و كلاهبردار و شياد . |
|
متولدين ماههاي سال میمون (بالا - بازگشت) | |
|
يك مشت زن سنگين وزن! از گوريل دوري كنيد ! |
فروردين |
|
ميمون بي آزار! او دلربا، ملايم و بي عيب و ايراد است ! |
ارديبهشت |
|
ميمون پر جوش و خروش! او خوراك كلم و سيب زميني درست مي كند ! |
خرداد |
|
ميمون كوچولوي ملوس! او به شما آسيبي نخواهد رساند به شرط اين كه منافعش به خطر نيفتد ! |
تير |
|
ميمون پر شر و شور و پركار! او يك ببر را از دمش مي گيرد ! |
مرداد |
|
ميمون دست آموز! او كمتر از ساير ميمون ها مي انديشد . |
شهريور |
|
ميمون بند باز! او تمام مدت با حفظ تعادل خود، سعي در راضي نگه داشتن ديگران دارد و خطر سقوط تهديدش مي كند . |
مهر |
|
ميمون بي وجدان! او پر از حقه و نيرنگ است . |
آبان |
|
ميمون نگهبان! بگذاريد به كار خود سرگرم باشد . |
آذر |
|
ميمون درستكار و دقيق! با اين حال، همه چيز بستگي به شرايط دارد ! |
دي |
|
ميمون درون گرا! او هرگز دستش را رو نمي كند . |
بهمن |
|
ميمون خلاق! او مي داند چگونه در اعماق آب شنا كند . |
اسفند |
|
رابطه عاطفي ( زن ) متولدين سال میمون (بالا - بازگشت) | |
|
ميمون در كنار موش زندگي شادي خواهد داشت و خوشبخت خواهد شد. موش عاشق ميمون مي شود و تمام اشتباهات او را ناديده مي گيرد . |
موش |
|
گاو شيفته ميمون است و امتيازات فراواني به او خواهد داد. گاو بسيار با گذشت است و از اشتباهات ميمون چشم پوشي مي كند. اما با اين كار، خود را مي آزارد . |
گاو |
|
مشكل؛ اما امكان پذير است؛ به شرط آن كه ببر فرصت ماجراجويي داشته باشد. خانم ميمون نيز مي داند چگونه با دلربايي او را مجبور به بازگشت به سوي خود گرداند . |
ببر |
|
رابطه اين دو جالب و سرگم كننده است. آنها از وجود يك ديگر لذت زيادي خواهند برد . |
گربه |
|
خوب است. ميمون هميشه نصايح خوبي براي اژدهاي مغرور دارد و در عوض، اژدها از او حمايت مي كند . |
اژدها |
|
تنها با هوشياري و زيركي مي توان چنين رابطه اي را حفظ كرد و پس از آن ... |
مار |
|
توصيه نمي شود. اين دو هرگز يك ديگر را درك نمي كنند . |
اسب |
|
ممكن است ميمون تحمل چنين رابطه اي را داشته باشد، اما آيا عاقلانه است كه به ازدواج با بز فكر كند؟ |
بز |
|
دو شريك بي نظير؛ اين دو مي توانند به خوبي پيشرفت كنند . |
ميمون |
|
ميمون مي تواند به خوبي از خروس استفاده كند؛ اما خروس از بودن در كنار ميمون ناراحت است و احساس خوشبختي نمي كند. ميمون نيز ناراضي خواهد بود . |
خروس |
|
شايد امكان پذير باشد، اما اميدي به دوام آن نيست؛ زيرا هر دوي آنها بدبين و بيش از حد واقع بين هستند . |
سگ |
|
چرا كه نه؟ ميمون از آقاي خوك تعريف و تمجيد مي كند . |
خوك |
|
رابطه عاطفي ( مرد ) متولدين سال میمون (بالا - بازگشت) | |
|
يكي از بهترين رابطه هاست. خانم موش، آقاي ميمون را پرسش مي كند. زندگي شادي در انتظار آنهاست . |
موش |
|
گاو عاشق ميمون است و ميمون آن قدر با هوش هست كه خود را گرفتار چنين رابطه پيچيده اي نسازد |
گاو |
|
بي دردسر نيست. ممكن است ميمون، خانم ببر را منحرف كند ! |
ببر |
|
يك خانه ييلاقي كوچك و زيبا باعث مي شود ميمون چشمش را به روي خيلي از چيزها ببندد ! |
گربه |
|
امكان پذير است. آقاي ميمون هنرپيشه ماهري است بسيار دلرباست. طبق معمول او نااميد خواهد شد. اما هرگز نااميدي خود را بروز نمي دهد . |
اژدها |
|
امكان پذير است؛ به شرط اينكه ميمون، تن به اين كار بدهد. همه چيز به ميل ميمون بستگي دارد . |
مار |
|
نه، اسب در زندگي به احساسات سالم نياز دارد و حيله گري را در عشق نمي پسندد . |
اسب |
|
اگر ميمون پولدار باشد، چرا كه نه؟ همه چيز به جهنم، خانم بز، آقاي ميمون را سرگرم خواهد كرد ! |
بز |
|
دو شريك بي نظير؛ اين دو مي توانند به خوبي پيشرفت كنند . |
ميمون |
|
ميمون هميشه مي تواند خروس را مسخره كند و خروس هرگز متوجه اين مطلب نخواهد شد. نكته مهم اين است ! |
خروس |
|
توصيه نمي شود. سگ موجدي آرمانگراست و از بودن در كنار ميمون رنج خواهد برد . |
سگ |
|
امكان پذير است. فريب دادن خوك، براي ميمون زحمتي ندارد؛ اما اين كار براي ميمون لذت بخش نيست؛ افزون بر اين، او زياد به خوك فكر مي كند . |
خوك |
|
رابطه دوستي متولدين سال میمون با سالهاي (بالا - بازگشت) | |
|
بله؛ اما هميشه به خرج موش . |
موش |
|
اگر ميمون گاو را مسخره نكند، گاو او را دوست خواهد داشت . |
گاو |
|
جذابيت و فريبندگي ميمون، ببر را به خود جلب مي كند؛ هر چند به نفع هر دوي آنهاست كه اين دوستي عميق نشود . |
ببر |
|
دو دست خوب، دو همدست. بهتر است اين دو را با هم تنها بگذاريم . |
گربه |
|
ميمون هر بلايي كه بخواهد بر سر اژدها مي آورد؛ اما اژدها نيز از ميمون سود خواهد برد . |
اژدها |
|
رابطه اجتماعي آنها سرد خواهد بود . |
مار |
|
نه، اسب هرگز به ميمون اعتماد ندارد و حق هم با اوست ! |
اسب |
|
بله، ميمون به بز علاقه مند است چون تا زماني كه در كنار هم هستند، حوصله شان سر نمي رود . |
بز |
|
اين دو روزگار را به خوبي و خوشي سپري خواهند كرد. البته هميشه به خرج ديگران . |
ميمون |
|
اين دو، هيچ تفاهمي با هم ندارند و خروس عاقبت منفجر خواهد شد . |
خروس |
|
شايد... كسي چه مي داند، اما ميمون كسي نيست كه به سادگي كسي را تحسين كند . |
سگ |
|
براي هم دوستان خوبي هستند چرا كه ميمون واقعاً به خوك احترام مي گذارد ! |
خوك |
|
رابطه شغلي متولدين سال میمون با سالهاي (بالا - بازگشت) | |
|
بله، اما موش بايد جلوي خودش را بگيرد و كوركورانه ميمون را تحسين نكند . |
موش |
|
نه! گاو عاشق ميمون است و به همين دليل، بيش از حد صدمه خواهد خورد . |
گاو |
|
ببر بايد مراقب حيله گري هاي ميمون باشد و ميمون نيز بايد از قدرت ببر پرهيز كند . |
ببر |
|
تلاش بيهوده اي است. هر يك از اين دو مي داند چگونه از خود در برابر ديگري مراقبت كند؛ اما نتيجه اي در بر نخواهد داشت . |
گربه |
|
عالي است! اتحاد قدرت با حيله گري شكست ناپذير است . |
اژدها |
|
مار دچار دردسر خواهد شد؛ زيرا ميمون بسيار زرنگ و باهوش است . |
مار |
|
اسب خوب مي داند كه چگونه بايد با ميمون همكاري كند . |
اسب |
|
بز چيزي ندارد كه از دست بدهد. ميمون با تشخيص استعداد هاي بز از آنها به نفع خود استفاده مي كند . |
بز |
|
اگر هر يك از اين دو بخواهد زيرك تر بودنش را به ديگري ثابت كند، دچار دردسر خواهند شد . |
ميمون |
|
بيچاره خروس! او نابود خواهد شد ! |
خروس |
|
براي هيچ يك از آنها در اين شراكت نفعي وجود ندارد! سگ اجازه نمي دهد ميمون هر كاري دلش مي خواهد، انجام دهد و ميمون از سگ مي ترسد . |
سگ |
|
ميمون دلايل زيادي براي اين همكاري دارد. خوك اين را مي داند و شراكت با او را دوست دارد. رفتار ميمون نيز كاملا سخاوت مندانه خواهد بود. اين همكاري براي او هم جالب است ! |
خوك |
|
ارتباط ميان پدر و مادرمتولد سال میمون و فرزندان متولد سال : (بالا - بازگشت) | |
|
اشكالي پيش نمي آيد. ميمون هر طور كه دوست داشته باشد با بچه ها رفتار مي كند . |
موش |
|
ميمون از گاو جذاب تر است و راه استفاده از اين جذابيت را خوب مي داند . |
گاو |
|
در واقع، رابطه چندان بدي نيست. زيركي ميمون، قدرت ببر را تعديل مي كند و با يك ديگر مي سازند . |
ببر |
|
عالي است! اينجا بخت با گربه يار بوده است . |
گربه |
|
رابطه خوبي است. اژدها تيز هوش و به خود اطمينان كامل دارد. ميمون چيزهاي زيادي به او خواهد آموخت . |
اژدها |
|
زياد بد نيست. فريبكاري و دانايي دست به دست هم خواهند داد . |
مار |
|
اسب كوچولو با هوش است و به افراد حيله گر اعتماد نمي كند؛ اما باز هم ممكن است قرباني شود . |
اسب |
|
يكي از بهترين رابطه هاست؛ چون ميمون فتنه جو و شيطان صفت، بسيار صادق و وفادار است . |
بز |
|
اين دو با يك ديگر همدستند و هر كاري را به كمك هم انجام مي دهند. بازيگوشي و فتنه انگيزي يك برابر و نيم مي شود ! |
ميمون |
|
ميمون بازيركي خروس را مسخره مي كند و خروس نهايت تلاش خود را براي محبوب شدن، به كار مي بندد؛ ولي رنجيده خواهد شد . |
خروس |
|
مشكل است. ميمون متوجه مي شود كه سگ كوچولو زندگي را بيش از حد جدي مي گيرد. اين شروع مسخره بازي هايي است كه براي سگ غير قابل تحمل است . |
سگ |
|
عالي است. ميمون عاشق فرزندش است و به او مي آموزد كه هوشيار و زرنگ باشد . |
|
نوشته شده توسط تینا در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 22:18 موضوع | لینک ثابت
سلام دوستای عزیز
یه عذر خواهی بدهکارم به آقا رضای گل....
رضا جون نمیدونم چرا وبت باز نمیشه برام! ایشالا هر وقت درست شد جبران میکنم
خلاصه شرمنده....
اینم رویداد های هفته ی پر مشغله ی من :
با مامانم صحبت میکنیم... در کمال خونسردی میگه : فلانی رو میشناختی؟ یه ذره فکر میکنم و بعد با شادی
میگم آها همون که(یه خاطره تعریف میکنم)؟ خب چی شده؟
خیلی بی مقدمه و خونسرد میگه: مُرد...
همونطوری خشکم میزنه... به همین راحتی مُرد؟؟؟
**********
میرم بیرون خرید کنم که می بینم یه پسره تکیه داده به دیوار کوچمون...
دقت که میکنم می بینم سیامک خودمونه (همون که تو ۳ تا پست قبل نوشتم) فقط
با این تفاوت که موهاشو از ته زده!![]()
*********
تو یه جمع غیر صمیمی و خشک نشستم و راه فراری ام ندارم که یهو گوشیم میزنگه...!
شماره رو که می بینم بغض میکنم! .... برای اولین بار زنگ زده
قطع میکنم، نمیتونم حرف بزنم... بعد از این همه انتظار حالا که زنگ زده نمیتونم باهاش صحبت کنم
گوشی رو نیگا میکنم می بینم قبل از تماس اس ام اس داده که: میتونم باهات تماس بگیرم؟
منم جواب میدم که : نه نمیشه!
تا حالا صداشو نشنیدم... خداییش ضد حال نیست؟
*************
ساعت 3 نصفه شب تو خواب نازم که یکی زررررر زنگ میزنه به گوشیم!
عصبانی و خوابالو میگم: بله؟ جواب نمیده فقط میخنده
میگم: زهر مار... روانی ![]()
که یهو میگه: بی شعور درست صحبت کن من داداش بزرگتم...
یه خرده فکر میکنم یادم میوفته که این همون محمده که وبلاگ قبلیم رو فقط
به خاطر عشق اون درست کردم... همونی که باعث شد چشمه ی اشکم تا 4 ماه خشک بشه...
با خنده میگم:هنوز تو آدم نشدی؟ کی میخوای بفهمی مردم آسایش میخوان؟؟؟ بعد از 8 ماه زنگ زدی که
چی؟
میگه: مرگ... زنگ زدم حالتو بپرسم! چیکارا میکنی آجی کوچولوی پررو؟
*****************
جمعه ظهر با دختر داییم و همین سانی خانوم که تو وب نظر میده نشستیم و با بی افا اس ام اس بازی میکنیم
که
یهو سانی میگه: تینا فلان آیدی رو میشناسی؟
میگم: آره... چطور؟ میگه: ببین اون پسر داییه منه ها.... الانم زن گرفته!
نفسم بند میاد....
****************
صبح از خواب بیدار میشم و میبینم بالای لبم یه جوش زده این هوا( )
قیافه م وحشتناک شده...![]()
*****************
دیروزم رفتم مغازه خرید کنم که احمد آقا ام مثل همیشه به موقع رسید!![]()
![]()
![]()
اول گذاشتم اون خرید کنه و خودم کنار وایستادم... وقتی داشت میرفت پاش گیر
کرد به پام و نزدیک بود با سر بره تو شیشه ی مغازه که منم به اتفاق 4 تا از دوستام
ریسه رفتیم و خودشم کلی خندید!![]()
****************
یه دوست خیلی خیلی خیلی خوبم پیدا کردم...
هیرسا ی گل....
امیدوارم این دوستی تا مدتها ادامه داشته باشه!
********
آقا آرمانم نمیدونم به خاطر کدوم گناه نکرده حق نظر دادن تو وبلاگشون رو ازم گرفتن
و لینک وبم رو هم پاک کردن....
انگار ایشون نمیدونن معرفت بنده شهره ی خاص و عامه واسه همین فرمودن
که تو هم لینک منو پاک کن...
دلتون شاد و لبتون خندون
می بوسمتون![]()
تا پست بعد بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدرود
نوشته شده توسط تینا در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 ساعت 16:53 موضوع | لینک ثابت
سلام عزیزای دلم چه خبرا؟ من که خیلی سرحالم... شما چی؟ ایشالا شما ام سرحالین امروز احمد رو دیدم و ... حالا بعداً در مورد این احمد آقا باهاتون کامل صحبت می کنم امروز یکی از دوستای خوبم یه نامه بهم داد وقتی خوندمش گریم گرفت میخوام واستون بنویسمش... فقط این دوستم چون تا کلاس پنجم بیشتر درس نخونده یه خرده غلط املایی داشت که منم دلم نیومد درستشون کنم و همونطوری مینویسم! ************* به نام خالق عشق با سلام حدمت دوست عزیزم تینا جان گفتم برایت نامه بنویسم و حرف هایی را که نمی توانم برایت بگویم در نامه بیان کنم. تینا جان از این که دوباره در کنارت هستم بسیار خوشحالم و از اینکه فهمیدم که تو باور نکردی اون حرف هایی را که پشت سرت بعضی ها گفتند من نگفتم خوشحال تر شودم. چند سال بود که این غم مرا دیوانه کرده بود، هر روز و هر شب قصه میخوردم از این که تو را دیگر نمی دیدم رنج فراوانی می بردم تا اینکه خدا دوباره ما دو تا را به هم رساند تا دوباره دوستیمان را از نو شروع کنیم. دیگر به کسی اجازه نمی دهم که تو را از من جدا کند. تنها کسی که تو دنیا برام عزیزه تویی تینا به خدا شب و روز گریه می کردم تا تو را دوباره ببینم ولی باور کن هرگز اون حرف ها رو من نزدم حاضرم تا لحظه ی مرگ اون کسی که این کار را کرد نفرین کنم و اون رو همون طوری که تو به خدا واگذار کردی من هم همین کار را می کنم. تینا زندگی بدون تو برای من مثل جهنم است اگر تو نباشی من یه لحظه ام زنده نمی مانم چون در این سال ها که از تو دور بودم به خیلی چیز ها فکر کردم ولی هرگز تو را از فکر خودم بیرون نکردم. تینا جان من خیلی می ترسم و دلم نمی خواد که دیگه اون روزهای تلخ دوباره به سراغم بیاید همیشه فکر تو بودم که روزی بیای و دوباره دوستیمان ادامه پیدا کند. راستی امروز آمدم تا با هم به فروشگاه برویم ولی تو خانه نبودی. دوست دار همیشگی تو زینب ***************** فقط می تونم بگم شرمندم من یه وقتایی خیلی باهاش بد رفتاری میکردم ولی اون .... کاش لیاقت دوستیشو داشته باشم!!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط تینا در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 ساعت 22:35 موضوع | لینک ثابت
سلام دوستای گل و مهربونم بابت دیر آپ کردن معذرت میخوام راستش سرم خیلی شلوغه و وقت ندارم بیام نت... بی خیال حالا بگین ببینم اصل حالتون چطوره؟ در سلامتی کامل به سر می برین؟ یه بچه افغانی نزدیک خونمون پیدا کردم که خیلی توپه و حسابی باهاش حال می کنم جاتون خالی حالا دلیل آپ کردنم رو بذارین بگم راستش یه سوتی جالب رو با دو تا چشمای خودم دیدم و حسابی لذت بردم. گفتم حیفه که واستون ننویسم! خوندنش خالی از لطف نخواهد بود... یکی از فامیلای دورمون که خیلی ام با کلاس تشریف دارن اومده بودن خونه ی بابابزرگم اینا که ما ام اونجا بودیم! یه دخترم دارن که به قول خودشون منحصر به فرده و لنگه نداره و هزار تا خواستگار داره و... اونم اومده بود و از اون اول داشت با موبایل با بی افش مکالمه می کرد و اصلانم وقت نمی کرد پیش ما بشینه، خلاصه بعد از چندین و چند ساعت با اصرار و التماس اومد نشست و هنوزم مشغول صحبت بود و تازه بحثشون با بی افش داغ شده بود و به جاهای حساس رسیده بود که گوشیش تو دستش زنگ خورد .... طفلی یادش رفته بود که اگه قراره همچین حرکت خفنی انجام بده حداقل باید گوشیش رو سایلنت کنه! البته ما به روی خودمون نیاوردیم ولی اگه قیافه ی منو می دیدین!!! به زور میخواستم نخندم که یهو نشد و یهو پووووووووف منفجر شدم که بعد از من انگار همه منتظر یه اشاره بودن که اونا ام منفجر شن(حتی مامان-بابای خودش)! فقط اون دختره بود که سرشو انداخته بود پائین و نمیدونست چی بگه... نتیجه گیری: هرکی خودشو بگیره و کلاس بذاره و از این ادا اطوارای بچگونه جلوی بزرگترش در بیاره سوسک میشه، قابل توجه خانم الهام ف که واقعا مخلصشم!!! چقدر من تازگیا بدجنس شدم ...نه؟![]()
نوشته شده توسط تینا در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 ساعت 0:0 موضوع | لینک ثابت
سلام دوستای گلم خوبین؟
این چند وقته اینقدر چیزای دردناک تو اطرافم دیدم که اصلا حوصله و اعصاب واسم نمونده نمونش خاطره ی پایین:
هیچ وقت خاطره ی خوشی از مدرسه نداشتم واسه همینه که از درس و مدرسه فراری ام...
بعضی وقتا که با خودم فکر می کنم می بینم خاطره های قشنگم زیاد داشتم ولی نسبت بهشون خیلی بی توجه بودم!
یکی از بهترین خاطره های دوران دبستانم "کتک زدن سیامک" بود!!!
همسن خودم بود و مثلا گنده ی پسرا به حساب میومد، همیشه زنگ ورزش میومد توپ دخترا رو بر میداشت و منم
دنبالش میکردم و تا جایی که میخورد میزدمش، اون طفلکم هیچی بهم نمی گفت خلاصه خیلی حال می داد.
چند روزه پیش بعد از 7 سال تو خیابون دیدمش، خیلی بزرگ شده و با اون چیزی که تو ذهنم ازش داشتم زمین تا
آسمون فرق میکنه ، موهاشو سیخ سیخ درست می کنه و گردنبند میندازه و کلا" خیلی عوض شده
همیشه وقتی منو تو خیابون میدید بلند بلند میخوند: آفتاب خانوم چه نازه
گوشاش چقدر درازه چونکه اسمش مهتابه هی به خودش می نازه
منم حسابی عصبانی می شدم و دوباره دنبالش میکردم...
ولی ایندفعه فقط به چهرم دقت کرد تا بشناستم و بعدشم سرشو انداخت پایین...
یک آن خشک شدم، انتظار همچین حرکتی نداشتم دلم میخواست دوباره با صدای بلند بگه آفتاب خانوم...
ولی انگار همه بزرگ شدن و فقط منم که فکر می کنم هنوز 8 سالمه
هنوزم وقتی یه دختر کوچولو می بینم دلم تالاپ تولوپ میکنه که برم باهاش دوست بشم!
هنوزم یه وقتایی موهامو خرگوشی میبندم و با دخترای کوچولوی فامیل خاله بازی می کنم!
هنوزم دلم میخواد با پسرا دعوا کنم و موهاشونو بکشم!
ولی افســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــووووووس که دیگه بزرگ شدم
البته بعضی از اخلاقامم از سنم خیلی بزرگتره
به قول مامانم موجود عجیبی هستم!
![]()
تا آپ بعدی بدرود
نوشته شده توسط تینا در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 19:51 موضوع | لینک ثابت
سلام دوستای خوبم دوباره برگشتم یعنی میخواستم دیگه نیام ولی خب انگار نمی تونم ترکتون کنم... امروز میخوام دلیل این رفتنا و برگشتنام رو بهتون بگم ! یه پسری که اسمش رو نمیارم الان خیلی وقته داره منو عذاب میده، آدم خیلی عجیبیه 7 تا آیدی درست کردم که همشونو پیدا کرد 3 تا وبلاگ درست کردم که اونا رو هم پیدا کرد فقط شماره ی خط جدید موبایلم رو نداره که اونم میخواد با هزار ترفند ازم بگیره من کاری باهاش ندارم ولی همش مزاحمم میشه و چرت و پرت بهم میگه منم دیگه از دستش دیوونه شدم و نمیدونم چیکار کنم یه بار میاد میگه همین روزا آدرس خونتون رو پیدا میکنم...یه بار میگه برات دعا نوشتم یه بار میگه میخوام بیام خواستگاریت بعضی وقتا یه چیزایی از زندگی خصوصی م میگه که دهنم باز می مونه به خدا قاطی کردم نمیدونم چه بدی در حقش کردم که اینطوری داره اذیتم میکنه.... شما میگید چیکار کنم؟؟؟![]()
نوشته شده توسط تینا در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 14:57 موضوع | لینک ثابت
خیلی غصه م گرفته.... چرا هیچکس نظر نداد فکر کنم بازم باید در مورد عشق و عاشقی بنویسم تا بیاید و نظر بدید! خب پس بذارید بگم که توی زندگیم فقط 4 تا دوست دارم سه تاشون تو اینترنت باهام دوستن و آخریشم دختر داییمه! حالا میرسیم به عشق و عاشقی... یکی از همین دوستای نتی م که یه آقا پسر خوشتیپ و متشخصه رو دوست دارم به میزان خیلی زیاد... خیلی وقته که دوسش دارم ولی خب اون هیچ علاقه ای به من نداشت الانم در حال حاضر میگه که دوسم داره و از اونجا که هیچ وقت دروغ نمیگه منم حرفشو باور میکنم. دیگه چی بگم؟ آها یه داداشم دارم که خیلی دوسش دارم. بهش میگن داش میتی که با یه مهندس گله دیگه وب مینویسه خودشم مهندسه ها اینم وبلاگشونه وبلاگ مهندس صالح حزینی و مهندس مهدی یاوری حتما یه سر بزنین ، پشیمون نمیشین... سوتی هاشون حرف نداره من دیگه میرم ولی یادتون باشه ! گریه ی یه دختره 16 ساله رو درآوردن کار خوبی نیست. تا پستی دیگر بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــدرود![]()
![]()
نوشته شده توسط تینا در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت 20:17 موضوع | لینک ثابت
به نام خدا
چند وقتیه که به خاطر درس خوندن نمیام نت ولی مطمئنم امسال مردود میشم !
آخه یه کلمه ام درس نمیره تو سرم، همه رفتن تو کف و کپ که چرا من که همیشه شاگرد اول و ممتاز بودم
الان دیگه اصلا درسو نمیفهمم، خودمم قاط زدم....
الان 2 ساله که دارم غیر حضوری میخونم ولی هر سال موقع امتحانای خرداد حالم خراب میشه و کارم به
بیمارستان میکشه ، بین دوست و آشنا دختر دوست داشتنی هستم ولی بیشتره معلما باهام لج و بد اخلاقن .
خونواده ی خیلی خوبی دارم مخصوصا بابام که آخرشه...
حالا بی خیال این حرفا... اگه لطف کنید و برای پستای بعدی موضوع بدین خیلی خوشحال میشم...
قربون همتون تا بعد
نوشته شده توسط تینا در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت 18:45 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام دوست عزیز
خوش اومدین... من تینا هستم متولد سال 71
اینم عکس داداش کوچولومه که خیلی دوسش دارم!
امیدوارم لحظات خوبی رو تو این وبلاگ سپری کنید
دوستون دارم
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY